دوباره پشتم خالی شد...این بار نامردی کردی.اوندفه اسمشو گذاشت قسمت اما ایندفه اسمشو من میزارم نامردی.از اون نامردیا که وقتی یادم میفته بغض میکنم و اینبار ته دلم نتونستم ببخشم.
مقصر منم اخه میدونیه چیه من توی رویاهام یه چیز دیگه بود فکر میکردم حرفت حرفه اگه گفتی دوستم داری وقتی میگفتی تحملم تمام شده فکر نمیکردم اخر عشقت همین باشه واسه همین بدون شک هیچوقت ازت نپرسیدم و فکر میکردم اونی که توی فکر منه توی وجود تو هم هست.
نبود و من شرمنده ی خودمم شرمنده تمام اون روزو شبایی که با خیالبافیام عشق میکردم.
نمیتونی بفهمی چی میگم چون بحساب تو اینا از سن ما گذشته ولی من پر بودم از رویا پر بودم از برنامه هایی که توی مخم بوئ.باورت میشه من حتی واسه اون روزا و ارزوهام حتی رنگ لباسامم توی ذهنم انتخاب کرده بودم واسه تک تک روزاش .فکر میکردم وقتی میگی قدیم دست من نبود و اگه قدیم شرایط الانو داشتم یعنی جبران کنی ولی من دیر فهمیدم اخر عشقت بمن همینقدر بود یعنی خیلی دیر فهمیدم .من ارزشی ندارم ولی به عشقم به رویاهام به به خیالبافیام به باورم به تقلا کردنم به حسم توهین کردی .ارزش عشق من این نبود.میدونی کجا سوختم اونجا که واقعا حس میکردم اومدی واسه موندن فقط منو تو عین همه.هیچوقت ازت نپرسیدم برنامه ت چیه مطمعن بودم مثل یه بچه که به حرف مامانش دارو تلخم میخوره و میدونه مامانش بهترینارو واسش میخواد .منم مطمعن بودم ازت وقتی میگفتی نگران نباش .
ارزش اینهمه دوست داشتنم این بود؟بشم ...خودم هیچ ولی مدیونی به تمام رویابافیام و عشقمو
[ چهارشنبه هشتم آذر ۱۳۹۶ ] [ 10:51 ] [ خب ... مگه فرقی هم میکنه که من کیم؟ ] [ ]
برچسب:
نویسنده: یوسف زارعیپور