همه رو پاک کردم جز این عکسا...فکر میکردم خدا صدامو شنیده و به آرزوهام میرسم اما همه چیز خراب شد ...همه چیز.
دیگه باورم شد خدا صدای بندهای محتاجشو نمیشنوه...اما با این حساب خدا جون من بنده نمک نشناسی نیستم هنوز عاشقتم.با اینکه دیگه آرزوهامو خاک کردم
باغچمون شده قبرستون من...قبرستونه آرزوهام.خداجون حتی اگه معجزه هم واسم بفرستی دیگه اوضاع خوب نمیشه...من موندمو تنهایی
وقتی خدا در دلها ی شکسته جای دارد.چرا به دستان کسی که بارها دلم را
شکسته بوسه نزنم...


برچسب:
نویسنده: یوسف زارعیپور
تاريخ: يکشنبه
18 مهر
1395 ساعت: 23:45